مولانا جلال الدين بلخي - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:18
موج سودا ...مایـیم و مـوج سـودا، شب تـا بـه روز تــنـها خـواهی بـیـا ببـخشـا، خـواهی بـرو جـفا کن از مـن گــریـز تـا تـــو، هـم در بــلا نـیفـتــی بــگــزیــن ره ســلامــت، تـــــرک ره بــــلا کـن مـایـیــم و آب دیــده، در کــنج غــم خــزیـده بـــر آب دیـــدهٔ مــــا، صـــد سـنـگ آســـیـا کن خیره کش...
هیچ حسی شبیه تو نیست - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:18
برام هیچ حسی شبیه تو نیستکنار تو درگیر آرامشمهمین از تمام جهان کافیههمین که کنارت نفس میکشمبرام هیچ حسی شبیه تو نیستتو پایان هر جستجوی منیتماشای تو عین آرامشهتو زیباترین آرزوی منیمنو از این عذاب رها نمیکنیکنارمی به من نگاه نمیکنیتمام قلب تو به من نمیرسههمین که فکرمی برای من بسه از این عادت باتو بودن...
چه زيبا خالقي دارم ... - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:18
چه زیبا خالقی دارم دلم گرم است می دانم که فردا باز خورشیدی میان آسمان ، چون نور می آیدشبی می خواندم .... با مهر سحر می راندم ..... با ناز چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم اگر رخ بر بتابانم دوباره می نشید بر سر راهم دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبا
عشق يا چيزي شبيه عشق - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:54
يـک نــفـر آمـــد قـــرارم را گــرفـت برگ و بار و شاخسارم را گرفتچـهار فصل مـن بهاري بود ، حيف بـــاد پــائيــزي بـهـارم را گــرفتاعتباري داشتم در پــيش عشق بــا نـگاهــي ، اعتبارم را گـرفتعشق يا چيزي شبيه عشق بود آمـــد و دار و نــدارم را گــرفــت
مولانا جلال الدين بلخي - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:54
موج سودا ...مایـیم و مـوج سـودا، شب تـا بـه روز تــنـها خـواهی بـیـا ببـخشـا، خـواهی بـرو جـفا کن از مـن گــریـز تـا تـــو، هـم در بــلا نـیفـتــی بــگــزیــن ره ســلامــت، تـــــرک ره بــــلا کـن مـایـیــم و آب دیــده، در کــنج غــم خــزیـده بـــر آب دیـــدهٔ مــــا، صـــد سـنـگ آســـیـا کن خیره کش...
فكر نكن ...؟ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:53
/**/ اگه از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه... توی زندگی یه وقتا تنهایی رمز عبوره... اگه از چشمات گذشتم فکر نکن عاشق نبودم... مطمئن باش توی دنیا دل به تو سپرده بودم... خیلی سخته بگی میرم وقتی می خوای که بمونی... وقتی می خوای تو خیالت شعرای قشنگ بخونی... من گذشتم از تو اما تو همیشه بهترینی... مثل اشکی وا...
بيا آشتي كن با من ... !!!؟ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:53
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .ی...
خاطرات ... - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:53
خاطراتباز در چهره خاموش خيال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستي سوزتباز من ماندم و يك مشت هوس باز من ماندم و يك مشت اميد ياد آن پرتو سوزنده عشق كه ز چشمت به دل من تابيد باز در خلوت من دست خيال صورت شاد ترا نقش نمود بر لبانت هوس مستي ريخت در نگاهت عطش توفان بود ياد آنشب ك...
سكوت شب - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:53
امشب هواي منطقه چقدر سنگين استدر و ديوار شهر به خون عاطفه رنگين است نفس چه سخت مي كشد عاشق ره مانده ماصداي پاي بازدم چقدر غمگين استشايد توان آمد و رفت ندارد ديگر بارگذشتن از كوه بغض چقدر سنگين استبايد شكست بغض سنگي هق هق شبانه را امشب صداي تيشه فرهاد آهنگين استخوشا بحال رقيبان ساده دل ماكه با كوه مش...
نسيم معنبر - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:53
عزیز دل - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 17:52
ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتر دیگران نازند و تو از نازنینان ، نازتر چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست چنگی از تو چنگ تر ، یا سازی از تو سازتر قصۀ گیسویت از امواج ِ تحریر ِ قمر هم بلند آوازه تر شد ، هم بلند آوازتر گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت چون دو ابروی تو از ایجاز ، با ایجازتر ...

برچسب‌های مرتبط

عشق یا چیزی شبیه عشق بود | مولانا جلال الدين بلخي | مولانا جلال الدين محمد بلخي | آثار مولانا جلال الدين بلخي | ديوان مولانا جلال الدين بلخي | اشعار مولانا جلال الدين بلخي، | مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي | اشعار مولانا جلال الدين محمد بلخي | بيوگرافي مولانا جلال الدين محمد بلخي | زندگي نامه مولانا جلال الدين محمد بلخي